أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

461

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

كند . آنان اطاعت از شريف را پذيرفتند ، مشروط بر آن كه تعهد كند كه بعد از اين كار ، حتى در صورتى كه الزامى پيش آيد آنان را با سپاه مصر به جايى اعزام نكند . شريف بركات شرط آنان را پذيرفت « 1 » و بدين ترتيب فتنه خاموش شد . « 2 » چنين مىنمايد كه صداقت شريف بركات با حادثه‌اى كه در اين فتنه پيش آمد ، آسيب ديد . چنان كه از خروج اشراف هم ناراحت شده و شكست . چيزى نگذشت كه در 29 ربيع‌الثانى سال 1094 پس از ده سال و چهار ماه و بيست روز حكومت ، درگذشت . امارت سعيد بن بركات شريف بركات در زمان حيات خود ، زمينه را براى سعيد فراهم كرد و با توجه به فرمان صادره از دربار عثمانى ، او را به عنوان ولى عهد معرفى نمود . زمانى كه درگذشت ، سعيد بدون هيچ گونه مخالفتى به امارت مكه دست يافت . قاضى مكه خلعت امارت را در حطيم بر او پوشاند و سپس مطلب را به دربار عثمانى نوشت تا آن كه فرمان تأييد آمد . كار سعيد چندان ادامه نيافت كه اختلاف ميان او و اشراف آغاز گرديد . بسا مهم‌ترين دليل آن بحث درآمدهاى مكه و امتناع او از پرداخت حقوق اشراف بود كه شامل سه چهارم كلّ آن مىشد . اشراف از اين نكته آگاه بودند كه دربار عثمانى به امير نوشته است كه بايد اين سهم را پرداخت كند ، اما او اين فرمان را پنهان كرده بود و همين سبب برآشفتن اشراف بر ضد او و درخواست آنان براى حضور او در محكمهء شرع شد . شريف سعيد با آنان مصالحه كرد و به پرداخت حقوق آنان رضايت داد . اشراف كه به اين ترتيب توانسته بودند به طور مستقيم حق خويش را دريافت كنند ، هر كدام شروع به دست و پا كردن تشكيلاتى براى دريافت پول كرده ، نيروى نظامى براى خود جهت دريافت پول تدارك ديدند و شمارى از آنها تعدادى حدود دويست نفر را

--> ( 1 ) . در متن كتاب « فرفض » است كه يعنى : « شرط آنان را رد كرد » ، در حالى كه بايد « فرضي » باشد كه به معناى راضى شدن است . « ج » ( 2 ) . خلاصة الكلام ، ص 99 .